تبليغاتX
اشعار مذهبی
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:47  توسط قمبر غلام علی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:40  توسط قمبر غلام علی  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:37  توسط قمبر غلام علی  | 
 

حزين لاهيجي

اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد
در دام مانده باشد، صيّاد رفته باشد

آه از دمي كه تنها با داغ او چو لاله
در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد

خونش به تيغ حسرت يارب حلال بادا
صيدي كه از كمندت آزاد رفته باشد

از آه دردناكي سازم خبر دلت را
روزي كه كوه صبرم بر باد رفته باشد

پر شور از حزين است امروز كوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:21  توسط قمبر غلام علی  | 
 

از اقاجواد مقدم

تنگ غروب بچه ها بيايد منو ياري بديد
پاشيد براي يتيما سفره افطاري بديد
دختر من چادر تو با اشك چشمت تر نكن
كشتي منو با گريه هات مادر مادر مادر نكن
بابا بابا بابا مرو مرو
زهر ستم كرده اثر چشام داره تا مي بينه
چشاي تاريك بابا باز در و ديوار مي بينه
دختر من چادر تو با اشك چشمت تر نكن
كشتي منو با گريه هات مادر مادر مادر نكن
بابا بابا بابا مرو مرو
گريه نكن تا كه بگم وصيتاي آخر
بريز ميون كفنم خاك مزار مادر
ياري كنيد كه پا بشم تو نفساي آخرم
مادرتون منتظر بايد برم بايد برم
چيزي نمونده تا بيام فاطمه جون كنار تو
تو اومدي و سر شده زمون انتظار تو
تنگ غروب بچه ها بيايد منو ياري بديد
پاشيد براي يتيما سفره افطاري بديد
بابا بابا بابا مرو مرو
چيزي نمونده تا بيام فاطمه جون كنار تو
تو اومدي و سر شده زمون انتظار تو
منتظرم بيا بشين بيا و زخممو ببين
بزار كه ياريت بكنم تا كه نيفتي رو زمين
شبيه اون روزايي كه تو بودي بين بسترت
با پر معجر مي گيره اشك چشام دخترت
وصيت كربلا رو بايد بگم تا بدونيد
همه برن بيرون فقط حسين و عباس بمونيد
اي گل نازنين شير بچه ام بنين
مي خوام باهات حرف بزنم پيش برادرت بشين
اگه مي خواي كه شاد بشه دختر شاه عالمين
عباس من تو كربلا جون تو و جون حسين
وقتي چشات تير مي خوره حرف من بياد بيار
به جاي دستات پسرم با زانوهات تير درار
بابا بابا بابا مرو مرو

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:21  توسط قمبر غلام علی  | 
 

از اقاجواد مقدم

فاطمه كو تا ببيند مرتضي در خون نشسته
تا بيايد بهر ياري مادر پهلو شكسته
آيد آن بانوي غمناك بيند افتاده بر خاك
آيد با چادر خود خون فرقش را كند پاك
يا علي جان يا علي جان
خون دلهايي كه خورده مرتضي از داغ زهرا
ريزد از فرق سر او روي خاك شهر غم ها
كوفه شد همچون مدينه بي وفا و پر ز كينه
تازه شد بر آل عترت ماجراي زخم سينه
يا علي جان يا علي جان
كودكان كوفه ديگر مهربان بابا ندارند
كيسه نان شبانه نيمه شب ها ندارند
فرق بابا كشته گلگون هر يتيمي زار و محزون
مي زند بر سينه و سر از غم مولاي دلخون
يا علي جان يا علي جان

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:20  توسط قمبر غلام علی  | 
 

از اقاجواد مقدم

 

از عالم زر حب علی را داریم
ما تا به ابد سائل کوی یاریم
صد بار اگر دوباره دنیا آییم
از دشمن مرتضی علی بی زاریم
هر کسی را اسم اعظم داده اند
بر لبش نام علی بنهاده اند
عشق بر حجاج احرام ولاست
کعبه کعبه علی مرتضاست
دین حق با نام او کامل شده
هل عطا در شان او نازل شده
با علی درهای رحمت باز شد
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
این حدیث دل بود تصنیف نیست
شیعه در محشر بلاتکلیف نیست
شیعه پایش در مسیر اولیاست
شیعه مولایش علی مرتضاست
عشق او از دل تجلی می کند
یا علی گفتن گره وا می کند
یا علی گفتن رموز انبیاست
یا علی گفتن شعار مصطفاست
یا علی گفتن مرام فاطمه است
مزد هر شیعه سلام فاطمه است
پیش او افتاده مرحب از نفس
بت شکن کار حیدر هست و بس
تا علی فرمانده دهر است دهر
شیعه با ضد علی قهر است قهر
او نه تنها در زمین نام آور است
نام او در آسمان ها حیدر است
آنکه او فرمانروای محشر است
حیدر است و حیدر است و حیدر است
دل اگر در جستجوی کعبه است
نام حیدر آبروی کعبه است
هر که حیدر گفت حجش کامل است
ور نه اعمالش سراسر باطل است
آیت کبرای هستی حیدر است
قهرمان حق پرستی حیدر است
کعبه یعنی خلوت دل با خدا
کعبه یعنی زادگاه مرتضا
یک جهان سر مست با نام علیست
امتیاز شیعه با نام علیست
هستی عالم رهین هست اوست
چرخ می چرخد اگر با دست اوست
کیست او یعصوب دین حبل المتین
قبله عالم امیرالمومنین
گر کلیم الله مصلح بر عصاست
ذکر یا زهرا عصای مرتضاست
شه پر جبریل فرش خانه اش
اوست شمع و فاطمه پروانه اش
گر مسیحا مرده را دم می دهد
دم علی بر کل عالم می دهد
آری آری او علی مرتضاست
شاه بیتی از غزل های خداست
آری آری شهد هستی حیدر است
از عسل هم صحبتش شیرین تر است
مادران زایند اگر صد ها پسر
مثل و مانند علی ناید دگر
مرتضی تا که تکلم می کند
فاطمه فورا تبسم می کند

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:20  توسط قمبر غلام علی  | 
از اقاجواد مقدم

باباجون اشك چشات عالمي رو غرق مي كنه
خنده هاي امشبت با هر شبت فرق مي كنه
من نديدم كه يه بار كنار سفره سير بشي
باباجون كشتي من بگو چرا آه مي كشي
بابا بابا مرو بابا مرو
واسه اين آه مي كشم كه مرغ پر بسته شدم
ديگه از زندگي بي فاطمه خسته شدم
باباجون چرا نگات به آسمون دوخته شده
لحظه لحظه صورتت سرخ بر افروخته شده
خنده هات تير غم به قلب رنجور مي زنه
نمي دونم كه چرا دلم داره شور مي زنه
گريه و خنده شوق كه اگه خدا بخواد
بعد عمري مادرت براي ديدنم مياد
دخترم جون بابا غصه هات كنار بزار
همه دلشورت و براي كربلا بزار
واسه آسمون دارم حالم توصيف مي كنم
برا ماه از قديما خاطره ها تعريف مي كنم
از شبي كه دست من به دست مادرت رسيد
اون شبي كه داداشت پشت جناره مي دويد
شبي كه از خونه رفت با مادرت شور و شعف
گريه تو يه طرف گريه عالم يه طرف
يادته كوچيك بودي فضه تو رو گرفته بود
پيش روي شما ها مي شستم اون روي كبود
براي ماه آسمون دارم ميگم از اون شبا
كه مي رفتم سر قبر مادرت بي سر صدا
همه شب گريه امون از دل بي تابم گرفت
يه شبي كنار قبر مادرت خوابم گرفت
مادرت مي گفت علي جون پاشو زود برو خونه
بچه ها بيدار شدن حسين گرفته بهونه
از همون شب تا حالا روزي هزار مي ميرم
دخترم مادرت منتظر دارم مي ميرم
بابا بابا مرو بابا مرو
بزاريد خودم برم دستام هيچكس نگيره
اگه اينجوري من ببينه زينب مي ميره
نمي خوام دق بكنه وقتيكه اين در وا بشه
اگه زينب بميره حسين من تنها ميشه
اگه زينب بميره كي صبر سنگا ميشه
كه مياد تو قتلگاه هم ناله زهرا ميشه
بايد اون عمل كنه وصيتاي مادر
كي مي خواد تو كربلا ببوسه جاي خنجر
اگه زينب نباشه نمي مونه از ما نشون
توي خيمه مي سوزه رقيه سه سالمون
بابا بابا مرو بابا مرو

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:19  توسط قمبر غلام علی  | 
اقای ابتهاج شعر اقا جواد و براتون گذاشتم یدونه ای به مولا
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 2:26  توسط قمبر غلام علی  | 
افتاده به دامم چو صيدم به پاي ادب
مست مي ناب سبوي امير عرب
هر سحر و هر روز و هر شب به ميخانه ام
زنجير بياريد ببينيد كه ديوانه ام
علي علي حيدر يا حيدر يا حيدر مدد
باده و مي و جام بياريد علي ساقي است
عالم همه فاني و فاني علي باقي است
آتش تو مولا ز جانم شرر مي كشد
كبوتر قلبم به سوي تو پر مي كشد
علي علي حيدر يا حيدر يا حيدر مدد
ساقيا خمارم بده جام به دستم علي
ساقيا بريز مي بريز مي كه مستم علي
علي اي نگاه و صدا و كلام خدا
علي اي تمام تمام تمام خدا
گردش زمين بر مدار نجف ممكن است
گر چه همه جا هست خداوند نجف ساكن است
علي علي حيدر يا حيدر يا حيدر مدد
مي بزن و مي نوش ز جامش بگو يا علي
نفس مسيحا بزن تو فقط با علي
خاك كف پاي غلامش شفا مي دهد
آتش جهنم به اذنش بهشت مي شود
ساقيا خمارم بده جام به دستم علي
ساقيا بريز مي بريز مي كه مستم علي
+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 2:20  توسط قمبر غلام علی  |